بایدهای زندگی

بایدهای زندگی (2)


بایدهای زندگی

هدیه دادن


هدیه دادن یکی از مصادیق بارز شادکردن است و لذا آنچه که در فضیلت شاد کردن گفتیم شامل شادکردن با هدیه نیز می‌شود و در روایات هم شاد کردن با هدیه سفارش شده است. پیامبر خدا (ص): در هر جمعه چیزی مثل میوه یا گوشت برای خانواده‌تان هدیه آورید تا از آمدن جمعه، شاد شوند. (44) پیامبر خدا (ص): هرگاه فردی از شما از مسافرت برمی گردد، با هدیه ای برای خانواده‌اش باز گردد. حتی اگر چیزی نیافت سنگی یا مشتی هیزم در توبره‌اش بیندازد زیرا همین هم آن‌ها را خوشحال می‌سازد. (45) پیامبر خدا (ص): هرگاه یکی از شما از سفر آمد برای خانواده‌اش ارمغانی بیاورد اگر چه یک قطعه سنگ باشد. (46) پیامبر خدا (ص): خداوند مردی را که هرگاه از بازار برمیگردد چیزی در آستینش می‌گیرد و برای خانواده‌اش می‌آورد و آنان از آن شاد می‌شوند دوست می‌دارد. پس خداوند به او بر فرشتگان مباهات می‌کند. (47) پیامبر خدا (ص): هر کس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده‌اش ببرد همانند کسی است که برای عده ای نیازمند صدقه می‌برد و باید آن هدیه را نخست به دختران بدهد و سپس به پسران. (48)

ادامه مطلب رو دوستان ببینید . . . . . . . . .

 

ادامه نوشته

توصیه علامه حسن زاده آملی حفظه الله

متقین 110

 متقین ۱۱۰ ویژگی دارند در خطبه همام نهج البلاغه

 

ادامه نوشته

زن فاحشه

زن فاحشه در . . . . .  
ادامه نوشته

سید ابوالحسن اصفهانی

عکس العمل آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در برابر کشته شدن فرزندش + سند

جعفریان، رسول - پاسخ مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی به یکی از علمای اصفهان در تسلیت کشته شدن فرزندش در نماز جماعتی که او امامش بود و قاتل شیخ علی قمی! قاتلی که سید از او گذشت.

 

در سال 1349 قمری در حالی که مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی مشغول اقامه نماز جماعت بود، در پشت سر او، فرزندش سید حسن موسوی، همراه مردم در صف نماز ایستاده بود. ناگهان شخصی به نام شیخ علی قمی، با چاقو به سید حسن حمله کرده، با یک ضربت وی را به شهادت رساند.
اوضاع جماعت بهم ‌ریخت. اندکی بعد سید از این ماجرا خبردارو متأثر ‌گردید. شیخ علی قمی هم دستگیر شد. فرزند کفن و دفن شد و سید از خون فرزند گذشت و درسی شگرف به همگان داد.

منابع موجود از تحمل او در این مصیبت خبر داده و از گذشت او از قاتل به نیکی یاد کرده‌اند. خاطراتی هم در این باره نقل شده است که می‌توان در منابع ملاحظه کرد.

آنچه در اینجا ارائه شده نامه‌ای است از مرحوم سید ابوالحسن در پاسخ نامه تسلیتی که یکی از علمای اصفهان مرحوم آیت الله چهارسوقی اصفهانی به ایشان نوشته بود.

این نامه را در میان نامه‌هایی یافتم که استاد عزیزم حضرت آیت الله حاج سید محمد علی روضاتی ـ نواده دختری مرحوم آقای چهارسوقی ـ در اختیارم گذاشت. از آنجایی که این نامه تجربه برخورد یک عالم بزرگ شیعه در مقابل یک مصیبت بسیار سنگین است، ترجیح دادم عینا آن را برای خوانندگان عزیز نقل کنم.

به عرض می‌رساند:


مرقومه شریفه که حاوی تعزیت و اظهار تأثر از این مصیبت بود واصل، موجب تشکر گردید. جزاکم الله خیرا.
غیر از صبر و شکیبایی چاره‌ای نیست. به اجداد طاهرینش تأسی و تسلیت خاطر می‌دهیم. رضاً بقضاء الله و تسلیما لامره.

البته دعا کنید از برای این ضعیف صبر و برای این جوان مظلوم رحمت و مغفرت را که اعظم چیزی است که به آن تسلیت خاطر می‌دهم.

همین که این جوان که به منزله روح من بود، به بحار رحمت‌های غیر متناهی مستغرق و به مقامات عالیه فائز باشد،برای ما سهل است.

انا لله و انا الیه راجعون و لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم.

در خاتمه تأیید و تسدید آن جناب را مسألت دارم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

الاحقر سید ابوالحسن الموسوی الاصفهانی


پند آيت الله العظمي بروجردي به طلبه ها به هنگام تبليغ رفتن

پند آيت الله العظمي بروجردي به طلبه ها به هنگام تبليغ رفتن

پند آيت الله العظمي بروجردي به طلبه ها به هنگام تبليغ رفتن

در اواخر درس كه محرم و صفر بود و طلبه­ها به تبليغ مي­رفتند نصيحتي به طلاب كردند فرمودند:

پدر من مي­فرمايد:

آقاي سيستاني از آقاي بروجردي نقل مي­كردند: كه ايشان در اواخر درس كه محرم و صفر بود و طلبه­ها به تبليغ مي­رفتند نصيحتي به طلاب كردند فرمودند: بدانيد اين مردمي كه شما براي آنها تبليغ مي­رويد اين­ها عقايدشان را ازروي منطق و برهان ياد نگرفته­اند عمده ايمان اعتقاد و معرفتي كه پيدا كردند در اثر ملاقات با علمايي بوده كه در بلادشان ودر منطقه زندگي­شان بودند زندگي اورا را ديدند و متدين شدند، خواهشي كه از آقايان دارم اين است كه مناطقي كه تشريف مي­بريد تبليغ اسلام و پيغمبر را نكنيد، اما اين ذهنيت را خراب نكنيد

بارفتارتان ذهنيت علمايي كه در بين آنها وجود داشتند ذهنشان را خراب نكنيد. جايي مي­بينيم مردم خيلي متدين هستند مي­بينيم كه يك عالم متديني آن­جا بوده كه نسل­ها اعتقادشان را يدك كشيده

دستورات عبادی

408. دعاهای وارده در امکنه و ازمنۀ خاصّ [مکانها و زمانهای مخصوص] اختصاصی نیست، به گونه ای که نتوان در وقت و یا جای دیگر خواند؛ بلکه این گونه دستورها به نحو تعدد مطلوب است. [در محضر بهجت:1/21]
409. جهت دعا این امور لازم است: الف. ثنا و تعظیم وتمجید ساحت مقدس حضرت حقّ تبارک و تعالی؛ ب. اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن، که تقریباً به منزلۀ توبه یا ملازم آن است؛ ج. صلوات بر محمد و آل محمد که وسیله واسطۀ فیض هستند؛ د. بُکاء و گریه، و اگر نشد تباکی [خود را وادار به گریه نمودن] ولو خیلی مختصر؛ هـ. و بعد از این ها، درخواست حاجت که در این صورت برآورده شدن حاجت، برو برگرد ندارد... البته اگر این مطالب در سجده باشد، مناسب تر است. [در محضر بهجت:1/343]
410. برای سلامتی چشم، بعد از نماز آیة الکرسی خوانده شود و پس از خواندن آن، دستها بر روی چشمها گذاشته و بگوید: (أَللهُمَّ الحفَظ حَدَقَتَیَّ بِحَقِّ حَدَقَتی عَلِیِّ بنِ أَبیطالِبٍ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) : خدایا! به حق دو حدقۀ چشم حضرت علی بن ابی طالب امیرمؤمنان (علیه السلام)، دو حدقۀ چشم مرا حفظ کن!) [در محضر بهجت:2/252]
411. برای شفای مریض، آب زمزم و تربت حضرت سیدالشهداء به مرّات عدیده، صدقه به مرّات عدیده به افراد زیاد – اگر چه مبلغش زیاد هم نباشد – داده شود؛ سورۀ حمد هم از یک مرتبه تا صد مرتبه افراد متعدد بخوانند، خیلی تأثیر دارد. علاوه بر این به رفقا هم بگویید دعا کنند. [فیضی از ورای سکوت:227]
412. برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگوید: (أَللهُمَّ اجعَلِنی فِی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید: خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود – که هر کس را بخواهی در آن قرار می دهی – قرار بده!)[گوهرهای حکیمانه:14]
413. برای یافتن هر چه که گم شده یا دزدیده شده باشد (گرچه انسان باشد) این ذکر را بسیار بخوانید... (أَصبَحتُ فی أَمانِ الله، أَمسیتُ فی جِوارِ الله: در پناه خدا صبح کردم؛ در پناه خدا وارد شب شدم.)[گوهرهای حکیمانه:14]
414. کسی که می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذکر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یک صلوات بفرستد... (أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک: خدایا! مرا به وسیلۀ حلالت از حرام خویش بی نیاز کن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بی نیاز ساز!)[گوهرهای حکیمانه:14]
415. سؤال: برای دوری از ریاء چه باید کرد؟
جواب: با عقیدۀ کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله).[به سوی محبوب:70]
416. سؤال: برای درمان عصبانیّت چه کنیم؟
جواب: با عقیدۀ کامل، زیاد صلوات فرستادن: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد).[به سوی محبوب:70]
417. سؤال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم). [به سوی محبوب:71]
418. سؤال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید!
جواب: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است. [به سوی محبوب:71]
419. در مورد اذکار و اوراد و قرائت و امثال اینها، انسان همیشه تحرّی [کوشش در جستجو] و مراقبت نماید [که] چه عملی تا چه اندازه موافق با نشاط و حضور قلبی او است، همان را اختیار کند. [به سوی محبوب:76]
420. در شداید و گرفتاریها، بهترین ذکر این است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسیده: (لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه). [نکته های ناب:72]
421. برای دفع بلا و شرّ، این دعا نیز نافع است: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِهِ وَ أَمسِک عَنَّا السُّوءَ: خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست، و بدی را از ما باز دار!)[در محضر بهجت:1/343]
422. سؤال: چگونه در تمامی کارها و عبادات، اخلاص را فراموش نکنیم؟!
جواب: بسمه تعالی، در عبادات و تمام کارها اختیاراً راه ندهد، غیر از خدا را و غیر از یاد او را. و همین راهِ منحصر سعادت است![به سوی محبوب:76]
423. سؤال: چه کنیم تمرکز فکر پیدا کنیم؟
جواب: اذکاری که برای جمع کردن فکر مؤثر است، مثل: (لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سکوت:228]
424. سؤال: زن و شوهری که بینشان خیلی اختلاف است، چه باید بکنند؟
جواب: هر کدامشان که می خواهد رفع اختلاف شود یا فرد دیگر، صدقۀ متعدّد، به افراد متعدّد، به دفعات زیاد بدهند و برای اصلاح ذات البین زیاد هم دعا بکنند. [فیضی از ورای سکوت:229]

حوریه

 حوریه

 

ادامه نوشته

جزوه ي كوچكي را به مبتدئين در راه سلوك

 

جزوه ي كوچكي را به مبتدئين در راه سلوك

 

ادامه نوشته

مدارا

مدارا

در لغت به معنی ملاطفت و نرمی و پنهان کردن کینه و عداوت در مقابل رقیب است؛[1] اما در اصطلاح به معنی بذل دنیا به خاطر مصلحت دنیا و یا مصلحت دین و یا هر دوی اینهاست.[2]

اما معنای عرفی آن عبارت است از اینکه در مقابل بدی­ها و ناملایمات دیگران از خود ملایمت و ملاطفت و گذشت نشان دهیم.
کانون ­خانواده از نهادهای مهم اجتماعی است که اساس و سنگ بنای جامعه را تشکیل می­دهد.
ادامه مطلب رو کلیک کنید . . . .
 
ادامه نوشته

بهترين دوست  

بهترين دوست از منظر امام سجاد عليه‌السلام

 

ادامه نوشته

سیره اخلاقی

 نگاهی گذرا به سیره اخلاقی امام حسین (ع) در خانواده  
ادامه نوشته

مراعات زنان

  مراعات زن در هنگام حضور در اجتماع  
ادامه نوشته

خودساختگان

اوصاف خودساختگان و هدايت در آنان

قرآن مجيد و روايات در مسأله خودسازى به بهترين صورت مطابق با فطرت و عقل، عباد الهى را راهنمايى كرده‏اند.

ادامه نوشته