فرضیه بیگ بنگ در آیات قرآن
مهبانگ يا انفجار بزرگ به انگليسي «Bigbang» يك فرضیه علمي است و لحظه آغازين هستي را گويند كه كل هستي از آن هنگام شروع شده است. بر طبق اين نظريه جهان فعلي ما از ذره بسيار كوچكتر از كوچكترين ذرات بنيادي به وجود آمد و از اين ذره همه ذرات بنيادي به وجود آمدند و شروع كردند از مركز آن دور شدن كه ميلياردها كهكشان و از جمله كهكشان راه شيري به وجود آمدند. اين انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادكنكي مي شود البته نيروي ديگري كه در اين انبساط و كند شدن سرعت انبساط آن تأثير دارد نيروي جاذبه است و در اين صورت سه حالت متصور است.(1) 1. انبساط دائم 2. رسيدن به يك حالت پايدار و ثابت 3. انقباض بعد انبساط، پژوهش هاي انجام شده در سال هاي پيش نشان مي دهد كه جهان افزون بر آن كه در حال بزرگ شدن است اين انبساط داراي شتاب نيز مي باشد، يعني همچنان كه كهكشان ها در حال دور شدن از يكديگر هستند،ُ افزون بر سرعت زياد داراي شتاب نيز مي باشند.(2) هنگامي كه بحث انبساط جهان مطرح شد، براي توجيه آن بايد يك نظريه منطقي و نو ارائه مي شد تا بتواند بزرگ شدن جهان را توجيه كند. اين نظريه بايد توضيح مي داد كه بزرگ شدن جهان از كجا و چه زماني آغاز شده است؟ براي توجيه بزرگ شدن جهان نظريه مهبانگ يا انفجار بزرگ مطرح شد كه بر پايه آن جهان از انفجار يك توده فوق العاده متراكم و با حجم ناچيز آغاز شده است. بيش از 13 ميليارد سال پيش همه انرژي هاي دنيا يعني همه آن چيزي كه هم اكنون وجود دارد به صورت اصلي ترين ماده تشكيل دهنده انرژي در يك نقطه وجود داشت اين همه انرژي هاي جهان كه در يك نقطه جمع شده بود به هر سو پخش و گسترده شد كه اكنون نيز ادامه دارد. جهان پهناور ما همچون بادكنكي كه در حال باد شدن است مدام در حال بزرگ شدن است و هر روز بر پهناي آن افزوده مي شود. پس از آشنايي مختصر با نظريه انفجار بزرگ توضيح كوتاه در مورد چند نكته لازم به نظر مي رسد. نكته اوّل: خداوند در آيه 30 سوره انبياء مي فرمايد: أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ. يعني آيا كافران نديدند كه آسمان ها و زمين بهم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم و هر چيز زنده اي را از آب قرار داديم؟ آيا ايمان نمي آورند؟ بنا به نظر برخي از مفسرين قسمت اول اين آيه شايد اشاره به نظريه مذكور داشته باشد به همين علّت در رابطه با آن فرموده اند: به هم پيوستگي آسمان و زمين اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان مجموعه اين جهان به صورت توده واحد عظيمي از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات دروني و حركت، تدريجا تجزيه شد و كواكب و ستاره ها از جمله منظومه شمسي و كره زمين به وجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.(3) و امّا در مورد قسمت دوم آيه كه نظرات در رابطه با آن مختلف است مهم ترين تفسير آن است كه حيات همه موجودات زنده ـ اعم از گياهان و جانوران ـ به آب بستگي دارد همين آبي كه مبدأ آن باراني است كه از آسمان نازل شده است.(4) شايد منظور آيه آن است كه ما كه جهان را از توده اي كوچك خلق كرديم و از هم باز نموديم اكنون حيات آن را بر آب قرار داده ايم يعني حيات موجودات زنده به آب بستگي دارد. نكته ديگري كه در سؤال مطرح شده اين كه خداوند مي فرمايد انسان را از گل خلق كرده است و اين با نظريه بيگ بنگ منافات دارد. در جواب بايد گفت آيه مذكور(5) تنها در مورد انسان صادق است در حالي كه نظريه بيگ بنگ مربوط به كل جهان اعم از آسمان و زمين و كهكشانهاست.. امكان دارد كه خداوند جهان را از توده گازي يا از يك اتم خلق كرده باشد و آدم را بعد از آن از گل و اين دو هيچ منافاتي با هم ندارد. امّا اين كه گفته ايد نظريه بيگ بنگ منافات با قدرت و فياضيت خداوند دارد بايد گفت اين نيز هيچ منافاتي با نظريه مذكور ندارد، زيرا خلقت خداوند منحصر در جهان حاضر نيست. نظريه بيگ بنگ مربوط به جهان ماست و ما آخرين مخلوقات خداوند نيستيم و بعد از ما خلقت ادامه دارد، همچنان كه پيش از ما نيز بوده است همانطور كه در حديث است امام باقر ـ عليه السلام ـ به جابر بن يزيد فرمود: خداوند متعال آنگاه كه اين آفريدگان و اين جهان را نابود ساخته و بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ جاي دهد، جهان ديگري غير از اين جهان را از نو پديد مي آورد تا او را پرستيده و يگانه دانند و به آنان زميني غير از اين زمين مي آفريند كه در آن استقرار يافته و آسمان ديگري كه بر آنان سايه افكند. شايد تو بر اين باوري كه خداوند تنها اين جهان را آفريده و به جز شما بشري را خلق نكرده است؟ آري به خدا سوگند به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم (يعني مانند حضرت آدم به عنوان بشر نخستين آفريده كه تو در پايان اين جهان ها و آن آدميان هستي.(6) با توضيحات مذكور پاسخ سؤالات معلوم مي شود و آن اين كه نظريه بيگ بنگ با خالقيت خداوند و قدرت او منافاتي ندارد، زيرا نظريه مذكور مربوط به خلق جهان ماست در حالي كه خداوند پيش از ما جهان هاي بسياري را خلق فرموده و پس از نابودي ما نيز جهان ديگري را خلق خواهد فرمود و فياضيت و قدرت و خالقيت خداوند هيچگاه پاياني نداشته و تمام نمي شود. اين مطلب همان است كه فلاسفه از آن تحت عنوان قاعده اي ياد كرده و مي گويند جهان (عالم) قديم زماني است.(7) هم چنين معلوم شد طبق نظر برخي از مفسرين آيه 30 سوره انبياء اشاره به نظريه مذكور دارد و اين كه خداوند مي فرمايد همه چيز را از آب زنده كرديم به معناي آن است كه حيات موجودات جهان وابسته به آب است. و هيچ منافاتي با نظريه فوق ندارد.
پاورقی:
1. مايک گلداسميت، تيم فورنيس، آشنايي با نجوم، مترجم عشر، رضا ،جمشاد نقاش شوشتري، انتشارات الهام، 1385ش، ص45. 2. نجوم ديناميکي، رابرت تي ديکسون، مترجم طوسي، احمد خواجه نصير، نشر مرکز نشر دانشگاهي، 1387ش، ص58. 3. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه، قم، 1374ش، ج13، ص394. و مدرسي، سيد محمد تقي، تفسير هدايت، نشر آستان قدس رضوي، مشهد ، 1377ش، ج7، ص246. 4. همان، تفسير نمونه، ج13، ص396. 5. صافات : 11. 6. شيخ صدوق، خصال، ترجمه جعفري ، يعقوب، انتشارات نسيم کوثر، قم 1382ش، ج2، ص511. ترجمه آسمان و جهان، ج10 ومجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، ج1، ص244. 7. حسن زاده آملي، حسن، دروس معرفت نفس ، انتشارات الف لام ميم، قم ، 1381ش، ص494.
سلام و درود....به این وبلاگ خوش آمدید ...صفا آوردید...ازشما دوستان می خوام که سوالات وشبهات خودتون رو در قسمت نظرات برای من بگذارید تا جواب داده بشه.امید این که قلب نازنین امام عصر علیه السلام از ما راضی و خشنود باشه.سلامتی مولای غریبمون صلوات . . . . .